تبليغاتX
نگاه من
آنچه را می بینم، فکریاحس می کنم ومرا می رنجاندیاخشنود می کند می نویسم

خداوندا سپاسگزارم که :

خوشی و آرامشم در آرامش و خوشی دیگران است

و غم دیگران غمگین و اندوهگینم می کند.

در نعمتهایی که تو به بندگانت داده ای لذت وصف ناشدنی

 احساس می کنم.

اگر کسی به مقصود مشروع خود برسد من احساس رفع نیاز

 می کنم و تورا سپاس می گویم.

برای خود مقصودی جز انچه تو اراده کنی ندارم.

دیگران را برخود مقدم می دانم.

قادر نیستم کینه ای از کسی به دل داشته باشم

و کینه ها و کم لطفی ها را زود از یاد می برم.

نمی توانم به کسی خشم گیرم جز در مواردی

که مرتکب خلاف دین تو و خلاف رضای تو شده باشد

در ان مورد نیز به لطف تو  ،  رافت بر غضب من غلبه

می کند وحد اکثر واکنش من  کناره گزینی و طلب

آمرزش برای دیگران است.

هر چند خود سراپا گناهم و قصور و آلودگی و بیش از

 همگان به دعا و طلب آمرزش محتاجم.

گناه و خطای دیگران اشگ بر دیده و بغض در گلویم می نشاند .

نعمت انس با خودت را بر همه نعمات دنیایی ترجیح می دهم.

از من دریغ مدار .  تا دم وصال .

۲۷/۸/۱۳۷۰- ساعت ۲۱۰۰

 

نوشته شده توسط نجم در ساعت 2:51 | لینک  | 

مگر نه این است که پیامبر ما فرموده اند هرکه امروزش بهتر از دیروز

 باشد مرحوم (مورد رحمت خدا) ، هرکه امروز او با دیروزش برابر باشد

مغبون (متضرر) و هر که امروز او بدتر از دیروز باشد ملعون (لعنت شده) است؟

این  آموزه دینی را با زندگی خودمان و پیشرفت و تحول اطرافمان تطبیق

دهیم و ببینیم کجای کاریم!

نوشته شده توسط نجم در ساعت 23:38 | لینک  | 

بازار سید اسماعیل رو که بلدین؟ بین چهار راه های سیروس و مولوی ، نزدیک

چهارراه مولوی ؟

اونجا هرچیز کهنه ای ، از ابزار و لوازم درب و داغون و از کار افتاده تا لباسهای

مندرس و چرک " معامله " می شه.

من که دست کم سه چهار دهه اش رو یادمه. همیشه اینجوری بوده . هیچی هم عوض نشده.

یه فیلم اشک آور مثل فیلمهای هندیه که باید دهها سال دیگه هم  روی اکران باشه تا

 همه نسلها ببینندش.

میگن فیلمی روی اکران می مونه که مشتری داشته باشه و مردم دوستش داشته باشند

 و به دیدنش برند.

این فیلم بیننده زیادی نداره و عجیبه که هنوز هم روی اکران مونده! شاید آپاراتچی

خوابش برده و گذاشته روی اتوماتیک و همینطور پشت سرهم تکرارمی شه.

 

 

نوشته شده توسط نجم در ساعت 23:49 | لینک  | 

اینها لباسهای دست دوم پسرودخترکوچولومه که براشون کوچیک شده و بعضیهاش

هم  کهنه است.

این یک روش و "عادت" هست که تقریبا همه مون داریم . منظورم کنار گذاشتن

اینجور چیزا برای دادن به "مستحق" ! هست.

این هم یادمون رفته که فرموده اند : "به مقام بر وبخشش در راه خدا نایل نمی شوید تا

زمانیکه از انچه دوست دارید در راه خدا انفاق کنید"

عادت بدی داریم که هر چی برامون بی مصرفه می بخشیم و فکر می کنیم بخشنده ایم!

اصلا کسی هست که اینها را غنیمت بدونه واز پذیرفتنشون شرمگین نشه ؟  

اونها رو با چه توجیهی برای همسرش یا بچه هاش می بره؟ اگه خودم جای او باشم

قبول می کنم که اینها را برای بچه هام ببرم؟

اگه آقا بیاد من و تو هرچی بگردیم کسی را برای اینکه لباس کهنه هامونو بهش بدیم پیدا

نمی کنیم.

قراره اینطور باشه . این وعده حقه . مگه نه؟

15شعبان 1412

 

نوشته شده توسط نجم در ساعت 0:35 | لینک  | 

دوست من

به صفحه من خوش امدی

بگذار خیالت را راحت کنم . در صفحه من به دنبال آن چیزهایی که

در وبلاگها و سایتهای دیگر پیدا می شود نباش.

من فقط هر وقت که حوصله داشته باشم  آنچه را می بینم ، می شنوم ،

حس می کنم و آنچه مرا خوشحال می کند و یا می رنجاند روی کاغذ می آورم.

اگر با من همراه شدی ، آنچه را می بینی ، می شنوی یا حس می کنی 

و آنچه خوشحال یا غمگینت می کند ، برای من و دیگران  بنویس.                                                     

نوشته های مراهم نقد کن .

سید حسین نجم 

نوشته شده توسط نجم در ساعت 21:48 | لینک  | 

. . . . . 

- از ظن و گمان بد نسبت به دیگران بپرهیزید و در عین حال هوشیاری و

تیزبینی خود را حفظ کنید.

- در بدبینی و خوش بینی تا بدان حد پیش نروید که خوب را بد و بد را خوب تصور کنید.

- افرادی را که از نظر جسمی و روحی یا از نظر ظاهری دچار نقص یا مشکلی 

هستند حقیر و خوار نشمارید و مورد تمسخر و استهزاء قرار ندهید.

-  در مورد افراد و مسایل مختلف جز بر اساس دانش و یقین سخن نگویید.

چه بسا یک گمان و ظن نادرست فردی را به اشتباه اندازد و موجب مشکلاتی شود یا

روابطی را برهم بزند و یا جمعی را متفرق کند و شما مسئول آن گمراهی و این تفرقه باشید.

- زوال نعمتی را که خدا به کسی عطا کرده نخواهید و برعکس تلاش کنید از دیدن

نعمات خدا نزد بندگانش شادمان باشید وافزایش برکات خدا بر بندگانش

را خواستار باشید.

- اگر از دیدن نعمت و برخورداری دیگری از نعمات زندگی اعم از مادی و معنوی

ناخرسند شدید و احساسی غیر از خوشامد و شکر گذاری در شما  پیدا شد

به خدا پناه ببرید و علت را در درون و نفس خود جست و جو کنید تا به کرامت اخلاقی

دست یابید .

- از مواهب زندگی مادی برای خودتان به حد کفایت و رفع نیاز اکتفا کنید و

زیاده بر شئونات معتدل و متعارف خود را در پنهان / بر اهل آن انفاق کنید.

- در انفاق بگونه ای عمل کنید که شما را همچون خود بدانند و ندانند که

شما انفاق کننده بوده اید.

- نشان دادن برخورداری تان از  نعمتهای خداوندی مطلوب است و تظاهر

به فقر و ناداری ناگزیر به دنبال خود نیازمندی به همراه می آورد.

- در نشان دادن برخورداری خود از نعمتهای خدا راه افراط نپیمایید و از

تظاهر و تفاخر پرهیز کنید و نیت تان فقط عرضه نعمات الهی و

تبلیغ الطاف خدا به بندگانش باشد و نه برتری خودتان و فخر فروشی به دیگران.

- از جلوه دادن دارایی و توانایی های خود نزد افراد مظلوم و نادار بپرهیزید

مبادا دل مظلومی به درد آید.

- با پیران به مدارا  رفتار کنید. هرچند از آنان برنجید .

- اگر از پیری رنجیدید تند ترین واکنش شما سکوت و لبخند باشد.

- با کودکان مهربان باشید . بخاطر داشته باشید آنان بنا کننده آینده ای

هستند که ما در آن ئنیستیم اما به قدر خود مسئول آن هستیم .

- برای کسی سعایت نکنید . حتی خصوصیات بد کسی را برای دیگران یاد نکنید.

- از خوب بودن و خوبی کردن - به نسبت ظرفیت افراد- پشیمان نشوید.

شرایط بسیاری پیش می آید که در برخورد با مردم در نتیجه رنجش ها

دل شکسته و برای ادامه خوبی ها دچار تردید می شوید.

- برای گناهان خود و دیگران استغفار کنید.   ۲۶/۴/۱۳۶۸

نوشته شده توسط نجم در ساعت 10:6 | لینک  | 

خداوندا این نهایت لطف تو به یک بنده است که او را به گلشن سوز و گداز

راه می نمایی و نیاز را بر او غالب می کنی .

 نیاز به لطف تو و سوز و گداز ناشی از آن نعمتی است از جانب تو و

طلیعه رشد معنوی بنده تو.

خالقا تو را می ستاییم و این نعمتت را ارج می نهیم و سپاس بی کران می گوییم

که این نعمت را به ما ارزانی داشته ای .

 گله و شکایت خلاف شرط عشق است . به  آنچه از تو می رسد راضی و خشنودیم

نعمت را بر ما تمام کن و توان ما را برای سلوک در راهت دوچندان ساز و یا آنچه را

که از توان ماخارج است برما تحمیل نکن و مقرر دار که رنجها و دردهایمان

ایمانمان را سست نکند.

ایمانمان را در کشاکش رویدادهای روزگار و فرازو نشیب های ایمان کاه زندگی محفوظ دار

ما را به آنچه برما مقدر کرده ای و به رضای خود خشنود ساز .

در فرج مولایمان تعجیل فرما و توفیق یاری دینت را به ما عطا فرما.

از گناهانی که مانع استجابت دعاهایمان ، باعث سلب توفیقاتمان و عامل قطع ارتباطمان با

تو می شود درگذر.

به دقایق زندگی ما برکت ده تا از اتلاف  عمر گرانمایه  به بیهودگی بپرهیزیم.

توفیق ده که هر لحظه ازعمرمان منشا اثر و موجب خشنودی تو و باقیات الصالحاتی

برای قیامت ما باشد.

فرزندان ما را نور چشمان ما و موجب افتخارمان در دنیا و آخرت قرار ده و از شر

و حیله دشمن دین و دنیایشان  مصون دار

آنان را سلامتی کامل عطا فرما و در مسیر کسب دانش با نیت خدمت به دین و مردم ، خالص و

موفق دار

  دو لذت را به ما بچشان : "خدمت به دین و بندگانت " و "شیرینی مناجاتت در دل شب "

.کیل ما باش و ما را در پناه خود گیر

صلوات و درود ما را بر انبیا و اولیای گرامی ات برسان -  19/4/1368

نوشته شده توسط نجم در ساعت 1:59 | لینک  | 

 

دوست من

به صفحه من خوش امدی

بگذار خیالت را راحت کنم. در صفحه من بدنبال آن چیزهایی که                                                      در وبلاگها  و سایتهای دیگر پیدا می شود نباش .     

من فقط اگر حوصله اش  را  داشته  باشم  آنچه  را می بینم ٬                                                     می شنوم ٬ فکر می کنم ٬  حس می کنم و مرا خوشحال می کند                                                  یا می رنجاند روی کاغذ می اورم. 

اگر با من همراه شدی ٬ آنچه را می بینی ٬ می شنوی یاحس می کنی                                           و خوشحال یا غمگینت می کند ٬  برای من و دیگران بنویس .                                                    نوشته های مرا هم نقد کن.

سید حسین نجم 

                                                                                         

نوشته شده توسط نجم در ساعت 2:52 | لینک  |